"دوستی" نیز گلی است. .:: دوگان ::. - دوستی

"دوستی" نیز گلی است. .:: دوگان ::. - دوستی...
dogan.mihanblog.com ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ هنر

کلیدواژه ها:#جان_پرور، #خورشید، #زندگی، #شعر_پارسی، #فریدون، #فریدون_مشیری، #مهر، #پارسی

شعر پارسی
دل من دیر زمانی است كه می پندارم:
"دوستی" نیز گلی است.
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد.
بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد
جان این ساقه نازك را
-دانسته-
بیازارد!
در زمینی كه ضمیر من و توست ،
از نخستین دیدار ،
هر سخن ، هر رفتار ،
دانه هایی است كه می افشانیم.
برگ و باری است كه می رویانیم
آب و خورشید . نسیمش "مهر" است
گر بدانگونه كه بایست به بار آید ،
زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید.
آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف ،
كه تمنای وجودت همه او باشد و بس.
بی نیازت سازد ، ازهمه چیز و همه كس.
زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نیاشد همه درها بسته ست.
در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز ،
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز
دانه را باید از نو كاشت.
آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید كرد.
رنج می باید برد.
دوست می باید داشت!
با نگاهی كه در آن نور ببارد لبخند
دست یكدیگر را
بفشاریم به مهر
جام دل هامان را
مالامال از یاری ، غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به آواز بلند:
-شادی روی تو!
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه ،
عطر افشان
گلباران باد
*فریدون مشیری*
---دوستپارسی
دل من دیر زمانی است كه می پندارم:
"دوستی" نیز گلی است.
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد.
بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد
جان این ساقه نازك را
-دانسته-
بیازارد!
در زمینی كه ضمیر من و توست ،
از نخستین دیدار ،
هر سخن ، هر رفتار ،
دانه هایی است كه می افشانیم.
برگ و باری است كه می رویانیم
آب و خورشید . نسیمش "مهر" است
گر بدانگونه كه بایست به بار آید ،
زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید.
آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف ،
كه تمنای وجودت همه او باشد و بس.
بی نیازت سازد ، ازهمه چیز و همه كس.
زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نیاشد همه درها بسته ست.
در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز ،
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز
دانه را باید از نو كاشت.
آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید كرد.
رنج می باید برد.
دوست می باید داشت!
با نگاهی كه در آن نور ببارد لبخند
دست یكدیگر را
بفشاریم به مهر
جام دل هامان را
مالامال از یاری ، غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به آواز بلند:
-شادی روی تو!
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه ،
عطر افشان
گلباران باد
*فریدون مشیری*
---دوستی---
...

ادامه در منبع لینک »

موارد مشابه بر اساس تراکم کلیدواژه
شعر پارسی در باب کار گروهی: دست به دست هم دهيم به مهر ...
1host2u.com ۱۳۹۳/۰۵/۰۷ هنر
سر زد از پشت ابرها خورشيد باغ و بستان دوباره زيبا شد فصل سرما و برف و باد گذشت موقع گردش و تماشا شد در چمن بر درخت گل بلبل وه چه شيرين ترانه‌اي دارد...ادامه مطلب»

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم...
1host2u.ir ۱۳۹۵/۰۸/۲۲ هنر
شعر فارسی حافظ شیرازی غزل 374- بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی ...ادامه مطلب»

شعر پارسی: فریدون مشیری-یاد من باشد فردا دم صبح ...
plus.google.com ۱۳۹۲/۱۰/۰۸ هنر
یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت خانه ی دل، بتکانم ازغم و به دستمالی...ادامه مطلب»

شعر های سهراب سپهری - راز گل سرخ...
niver.blogfa.com ۱۳۹۲/۰۸/۲۷ هنر
شعر پارسی - به یاد گلسرخی (وقتی دلگیری و تنها) من نمی‌دانم که چرا می‌گویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست. گ...ادامه مطلب»

نواي بي نوايي (فريدون مشيری) شعر پارسی ...
1host2u.com ۱۳۹۳/۱۱/۰۸ هنر
نوای بینوایی مرا می خواستی تا شاعری را ببینی روز و شب دیوانه خویش مرا می خواستی تا در همه شهر ز هر کس بشنوی افسانه خویش مرا می خواستی تا از دل من بران...ادامه مطلب»


EOF